×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - 27 مرداد - 1398  
true
true
مهجوریت پدر شعر انقلاب در زادگاهش

یادداشت : امید برومندی

 

حميد سبزواري ، که نام اصليش حسين ممتحني بود، شهر زادگاهش را بسيار دوست مي داشت. اگر دوست نداشت فاميل مستعارش را از بين اين همه موضوع ديگر، سبزواري انتخاب نمي کرد. او بعدها هم بارها و بارها علاقه اش را به شهر زادگاهش نشان داد و هميشه رابطه اش را با سبزواري ها حفظ کرد. مي توان با اطميمان گفت اگر شرايط کار و زندگي اجازه مي داد، سکونتش را هم در شهر سبزوار قرار مي داد. اما سبزواري عضو شوراي شعر و ترانه صدا و سيما بود که به صورت مستمر برگزار مي شد و مي باست در تهران حضور دائمي مي داشت. اما او در زمان حياتش موافقت کرد، پس از وفات پيکرش در سبزوار به خاک سپرده شود. حال آنکه براي کسي در جايگاه او با لقب سنگين و فاخري چون «پدر شعر انقلاب» قطعا حق انتخاب هاي بسيار زياد و وسوسه کننده اي در پايتخت وجود داشت. از اماکن مذهبي و زيارتي پر رفت و آمد، تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا تا ده ها نقطه و مکان معروف و معتبر ديگري در تهران که قطعا با افتخار ميزبان تدفين پدر شعر انقلاب مي شدند. اما سبزواري، سبزوار را انتخاب کرد و اکنون يک سال و نيم است که پيکر اين شاعر آرمانگرا در ديار سربداران آرام گرفته است.

 

ولي آيا سبزواري ها توانسته اند، رسم قدرشناسي را در حق ان استاد فقيد به جاي آورند و همچنين از اين فرصت به نفع وضعيت فرهنگي و گردشگري شهر خود بهره ببرند؟
 

در نخستين روزهاي درگذشت استاد سبزواري اگرچه مسئولان شهرستان حتي براي تعيين محل دفن نيز دچار بلاتکليفي عجيبي بودند و هر کس جايي را پيشنهاد مي داد و سرانجام چند روز بعد از فوت آن مرحوم ، محل پارک جانبازان انتخاب شد که از ديد بسياري از صاحب نظران به دليل کوچکي جا و بسته بودن محيط اطراف با خيابان هاي شلوغ و نماي فرسوده شهري، اصلا براي ميزباني از پيکر چنين ميهمان معظمي مناسب نبود و امکان اجراي طرح هاي توسعه اي را نيز فراهم نمي آورد. اما به هرحال مکان فعلي انتخاب شد و خاک سپاري انجام گرديد و اکنون ديگر بحث درباره مکان فايده اي ندارد.
 

اما همان زمان مسئولان قول داده بودند در مدت کوتاهي علاوه بر راه اندازي خانه موزه استاد سبزواري، المان مناسبي نيز براي آرامگاه پدر شعر انقلاب بسازند که حتي از طرف شوراي شهر اعلام شد دويست ميليون تومان براي طراحي و ساخت اين المان در نظر گرفته شده است . با اين حال اکنون بعد از يک سال و نيم هنوز نه از خانه موزه خبري هست و نه از الماني بر مقبره حميد.

البته در سبزوار بسيار زياد است پروژه هايي که مسئولان وعده اش را داده اند و تا جايي از کار هم پيش رفته اند اما نيمه کاره رها شده است، اما تصور مي شد حداقل درباره حميد سبزواري شرايط کمي فرق بکند. به هرحال او جايگاه مهمي در شعر و سروده هاي انقلابي و نيز سرود هاي دوران دفاع مقدس داشت و از اين جهت بسيار مورد توجه و احترام رهبري بود و تا همين اخرين سال هاي عمرش نيز در جلسات شعري که با حضور رهبر انقلاب برگزار مي شد شرکت مي کرد و در صندلي کنار معظم اله مي نشست. اين ها همه کافي بود تا مسئولان سبزوار از برکات داشتن چنين شخصيتي چه در زمان حيات و چه پس از وفاتش اعتبارات و توجهات  ويژه اي در راستاي فعاليت هاي فرهنگي مرتبط در سبزوار جذب مي کردند و اصلا حتي نيازي به دست و دلبازي شوراي شهر و شهرداري هم نبود که براي ساخت المان آرامگاه سبزواري بخواهند از منابع خودشان هزينه کنند، بلکه براي المان پدر شعر انقلاب بايد به فکر جذب اعتبارات چند برابر بيشتر و اختصاصي از سازمان ها و وزارتخانه هاي کشوري بود.
 

در روزهاي اخير مسئولان سبزوار طرح احداث باغ موزه دفاع مقدس را در سبزوار کلنگ زني کرده اند. اما وقتي هنوز مقبره پدر شعر انقلاب بلاتکليف باقي مانده آيا بهتر نبود، همه همت و توان مسئولان روي به ثمر رسانيدن پروژه نا تمام و مهم قبلي صرف مي شد و بعد از آن پروژه هاي ديگري تعريف مي کردند؟ اگر به همين منوال پيش برود، از کجا معلوم که پروژه باغ موزه دفاع مقدس هم به سرانجام برسد؟
 

گذشته از به ثمر نرسيدن خانه موزه و المان مقبره حميد سبزواري، حتي در چينش برنامه ها و فعاليت هاي مسئولان در طول سال و خصوصا در ايامي نظير دهه فجر يا دفاع مقدس يا سالروز آزادسازي خرمشهر که در همه اين مناسبت ها حميد سبزواري شعرهاي زيبا و ماندگاري دارد نيز هيچ اثر و نشانه اي از توجه مسئولان و حتي نهادها و تشکل هاي مردمي به وجود پيکر پدر شعر انقلاب در اين شهر مشاهده نمي شود. حال آنکه مي توان با برگزاري آيين هايي نمادين در طول سال حتي اگر شده حضور ساده بر مزار استاد سبزواري و اهداي شاخه اي گل، دائما ياد و خاطره ي او را زنده نگاه داشت و به همگان يادآوري کرد که دراين محل چه شخصيتي مدفون است؟ و در نظام حاکم کشور داراي محبوبيت و احترام ويژه اي است.
 

اما همين کارهاي ساده و کم هزينه هم دريغ مي شود و به طور مثال در جريان برگزاري راهپيمايي 22 بهمن ديديم، که مسير راهپيمايي که از مسجد جامع شروع شده بود، در ميدان کارگر و درست چند قدم مانده پارک جانبازان و مقبره حميد سبزواري تمام شد و فقط مجري مراسم در صحبت هايش يک مرتبه به نزديک بودن به مقبره پدر شعر انقلاب اشاره کرد. راستي اين حجم از بي تفاوتي و عدم بهره برداري صحيح از فرصت ها و نيز غفلت از پاسداشتن عملي بزرگان واقعا از کجا مي آيد؟
 

آيا با همين روش انتظار داريم ساير بزرگان ديار سربداران ارتباطشان را با اين شهر حفظ کنند و تمايل داشته باشند که بعد از وفاتشان پيکرشان به اين شهر منتقل شود؟
 

اميد مي رود مسئولان محترم که اکثرا خودشان ولايي و ارزشي  هستند، بتوانند اولويت هاي شهرستان را به خوبي شناسايي کرده و عملکردشان به گونه اي باشد که ديگر فرزندان افتخار آفرين سبزوار که در شهرهاي ديگر يا کشورهاي خارجي سکونت دارند، رغبت پيدا کنند قبل و بعد از وفات بيشتر با سبزوار در ارتباط باشند و برکات وجوديشان بيش از اين شامل حال شهر زادگاهشان بشود.

 

 

 

منبع خبر : اسرارنامه
true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true