×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - 5 آبان - 1399  
true
true
گداهای نه چندان بی پول!

گزارش : سمانه علی اکبری

 

به گزارش سبزوار دوربین ، در هر حال؛ بالاخره پس از ساعت ها کلنجار رفتن با خودم؛ تصمیمم را گرفتم و راهی یکی از خیابان های اصلی شهر شدم، ماشینم را اوایل خیابان کاشفی پارک کردم و به سمت چهارراه دادگستری به راه افتادم. در طول مسیر نه چندان طولانی خیابان کاشفی به سمت چهارراه صدای ضربان قلبم را بیشتر می شنیدم، پشیمانی از انجام این کار قوت گرفته بود اما باید این کار را انجام می دادم، آخر مدتی است آنها را بیشتر در خیاباهای سطح شهر می دیدم که چگونه با شیوه های جدید (فال فروشی، اسپندکردن، شستن شیشه خودروها، دعاکردن، استفاده از کودکان خردسال و…) بازی با عواطف پاک مردم را شروع کرده اند.

نزدیک چهارراه بودم، چراغ هنوز سبز بود و ثانیه ها کم کم؛ کمتر و کمتر می شد و همین امر سبب می شد تا ماشین ها برای عبور از چراغ قرمز سرعتشان را بیشتر کنند، چراغ قرمز شد، ماشین پشت چراغ قرمز ایستادند، از داخل ماشین ها صدای آهنگ، حرف، خنده، دعوا و… را می شنیدم، من فقط به اندازه ۹۰ ثانیه ی چراغ قرمز فرصت داشتم. نفس عمیقی کشیدم و به سراغ اولین خودرو رفتم. به شیشه ماشین زدم و از راننده پرسیدم آقا کمک نمی کنی؟ مرد نگاهی بی تفاوت به من انداخت و از کیفش بدون اینکه چیزی بپرسد یک هزار تومانی در آورد و به من داد. تمام حواسم به این ماشین بود که با سبز شدن خودرو او را در هیاهوی خودروها گم نکنم. به سراغ خودرویی دیگر رفتم و به او گفتم آقا کمک کن خدا بچه هاتو برات نگه داره، شیشه ماشین را بالا زد و بی اعتنا خیره به چراغ راهنمایی شد.

مدل خوردوی سوم کمی بالاتر بود، با خانواده اش درون ماشین مشغول صحبت بودند، شیشه ماشینش پایین بود به او گفتم: آقا کمک نمی کنی؟ من گدا نیستم برای داروهایم نیاز به پول دارم. سوالاتی رد و بدل شد و در نهایت یک ۵۰۰  تومانی از جیبش درآورد و به من داد، نگاه زنش یک جور خاصی بود، نمی دانم برخی؛ چطور راضی به انجام این کار می شوند وحاضرند که هر بار برای دریافت مبلغی ناچیز این نگاه سنگین را به جان و دل بخرند.

چشمم به ثانیه های چراغ قرمز افتاد، چراغ داشت سبز می شد به سراغ خودروی ماشینی رفتم که هزار تومانش در دستم بود به شیشه ماشینش زدم و گفتم، گفت خانم من که به شما پول دادم ؟ گفتم این پول شما من برای تهیه گزارش مشغول این کارم، با تعجب نگاهی به من کرد و از کنارم رد شد. در حین انجام این کار مردی جوان مشغول اسپند کردن ماشین بود و پول هایی که بعضا از شیشه های خودرو به او داده می شد، را سریع در جیبش می گذاشت، بنظرم چندان خوشحال نبود که به قلمروش وارد شده بود. آنچه می خواستم را در این قسمت از شهر دریافت کردم. به همین علت مسیر گزارش را به سمت تقاطع بلوار چمران و ۲۲ بهمن(چهارراه قند و شکر) تغییر دادم. پیرمردی با کت و شلوار خاکستری و موهای ژولیده با محاسبه چین و چروک صورت و دست هایش ۷۰ ساله به نظر می رسد مشغول گدایی بود، سبک کارش جالب بود نه حرف می زد و نه چیزی می گفت فقط به ماشین ها نزدیک می شد و منتظر کمک های مردم بود.

این بار نه در کسوت یک متکدی که در شغل یک خبرنگار با او به صحبت نشستم، به او گفتم اگر به سوال های من جواب بدهی پول خوبی بهت میدم، گفت: کسی را ندارم . تنهام. به اندازه غذا و گذران زندگی کمکم کنید. یک اسکناس ۵ هزار تومانی از کیفم در آورم و به او دادم تا شاید جلب اعتمادی کنم و بلافاصله سر صحبت را باز کردم.

مثل این که وضعت خوب است، از موقعی که نگاهت کردم حداقل از ۷ ماشین به تو پول دادند؟ پول هایش را از جیب در می آورد می گوید: آخر به این هم می گویند کاسبی . هر کدام ۵۰۰ یا هزار تومان  داده اند. در بین پول ها ۵ هزار تومانی هم می بینم.

معمولا هر روز چقدر کاسبی؟همه اش بستگی دارد به حال و روز آدم ها. اگر خوب باشند خوب پول می دهند اما اگر حالشان خوش نباشد، ما هم بی نصیبیم. از صبح تا الان همین را در آورده ام، حدود ۳۰ هزار تومان. به او گفتم اینکه خیلی خوب است با ناراحتی گفت نه اصلا امروز کاسبی اصلا خوب نبود.

از او پرسیدم کجا زندگی می کنی؟ سبزواری هستی؟ گفت: اهل سبزوار نیستم، از یکی از شهرهای استان آمده ام، چندین سال می شود که زنم مرا را ترک کرده و من تنهای و تنها شده ام، بماند که بچه هایم در شهرستان هستند و هر کدام زندگی های خودشان را دارند اما من از همان موقعی که زنم رفت به سبزوار آمدم و روزیم را به این شکل تامین می کنم، البته گه گاهی به شهرم هم می روم.

شب ها کجا می مانی؟ جوابی به من نمی دهد.عصرها تا کی کار می کنی؟ بستگی به میزان کاسبی آن روزم دارد گاهی روزها ساعت ۶نشده میروم گاهی هم تا ۹ شب میمانم تا هرینه هایم را جبران کنم.

پول هایت را چکار می کنی؟ خرج ناهار، شام. نگذاشتم حرفش تمام شود از او پرسیدم معتادی گفت: ۳۰ سال است که به این درد گرفتارم، خب چرا ترک نمی کنی؟ ترک کردم چند بار اما دیگر توانش نیست، راستش اراده اش نیست.

نگذاشت سوال دیگری از او بپرسم گفت: خانم تو مرا از کار و کاسبی انداختی، من تو این مدت می توانستم بیشتر از این ها کار کنم، این را گفت و به سراغ ماشین ها رفت.

روز بعد  مانند یک شهروند برای گرفتن مصاحبه با متکدیان کودک که بعضا در لباس کودکان کار مشغول به تکدی گری بودند، راهی خیابان بیهق شدم، این بار که برای رسیدن به خیابان بیهق مسیرم را از بلوار چمران انتخاب کردم، دیگر خبری از پیرمرد متکدی نبود، زن میانسالی به همراه یک کودک مشغول گدایی بود. پیرمرد متکدی این را گفته بود که ما مکان هایمان برای گدایی متغیر است و هر کدام طی مدت زمانی خاص در این مکان مشغول به کار تکدی گری هستیم.

خیابان بیهق ساعت حوالی ۶ بعد از ظهر، چند کودک را مشغول فروش دستمال کاغذی های جیبی دیدم. دو نفر از آنها به سرعت به سراغ من آمدند. خاله تو روخدا دستمال بخر. گفتم لازم ندارم. اما اصرارهایشان آدم را وادار به خریدن می کرد. گفتم چند؟ گفتند هزار تومان. گفتم گرونه نمی خوام. یکشون گفت خاله تو روخدا بخر ۵۰۰ تومان. نگاهش کردم و از کیفم یک ۵۰۰ تومانی درآوردم و دستمال را خریدم. بهش گفتم با این پولا چیکار می کنی؟ کودک بود، ساده و بی آلایش. گفت: پولا رو میدم به بابام، سریع ازش پرسیدم که چیکار کنه؟ گفت: بابام معتاده ما باید خرج اونو دربیاریم، نگذاشت سوالی بپرسم که گفت: من به بابام گفتم گدایی نمی کنم باید برام چیزی بخری تا من بفروشم. کودک بود اما حس غرور رو کاملا می شد در چشمانش دید.

کودک رفت اما نگاهم به دنبالش و حرف هایی که با دیگران برای فروش دستمال هایش می زد، بود. کودک را کمی آنطرف تر دیدم که با پسرکی کمی بزرگتر از خودش مشغول دعوا شده بود جلو رفتم و گفتم چرا دعوا می کنی؟ پسر بزرگتر گفت: خاله کاسبی ما را بهم زده قیمت این دستمال ها هزار تومنه ولی این به شما ۵۰۰ فروخته ما با این دستمال هایی که روی دستمون بمونه چیکار کنیم؟ همه صحنه ها بنظرم مثل سریال ها شده بود. گفتم خب برو اونطرف خیابون و دستمال ها تو به مبلغی که میخوای بفروش.پسرک رفت اما به این کودک گفت حسابتو میرسم. چه داستانی شده بود انگار این ها برای بدست آوردن پول هایی ازین دست با هم رقابت داشتند.

حالم حسابی گرفته بود که واقعا زیر پوست شهر، چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و ما اینقدر بی خبر. می دانستم که اگر کمی کنکاش کنم لایه های دردناک تری از زندگی این کودکان و حتی متکدیان زن هم پدیدار می شود. پس به همین جا اکتفا کردم و به سمت خانه به راه افتادم.

در این رابطه با مدیرعامل ستاد جمع آوری و ساماندهی متکدیان سبزوار به گفتگو نشستم که وی گفت: بیشتر افرادی که به تکدی گری می پردازند افراد حرفه ای و سود جو هستند که از عواطف پاک و احساسات مردم سو استفاده می کنند.

دیواندری  افزود:متکدیان سودجو به بهانه های مختلف و از روش های گوناگونی همچون پاک کردن شیشه اتومبیل ها، دست فروشی، فال گیری و دیگر روش های مرسوم اقدام به تکدی گری می کنند.

وی افزود: برخورد عاطفی و دلسوزانه مردم که از نیت پاک آنها سرچشمه می گیرد، موجب افزایش تکدی گری و فرصت طلبی این سودجویان می شود.

او با بیان اینکه برخی از متکدیان حرفه ای در سبزوار روزانه ۴۰۰تا ۶۰۰هزار تومان در آمد دارند، گفت: از مردم خواست می کنم به منظور کمک به افراد نیازمند به سازمان ها و موسسات خیریه مراجعه کنند و از کمک کردن به متکدیان و کودکان خیابانی پرهیز کنند.

مدیرعامل ستاد جمع آوری و ساماندهی متکدیان سبزوار با بیان اینکه از ابتدای فعالیت این موسسه یعنی از سال ۹۳ در سبزوار یکهزار و ۵۲۰ متکدی ساماندهی شده اند، افزود: ۳۰ درصد از این افراد زن و ۷۰ درصد آنها مرد هستند و در بین آنها همه اقشار سنی از کودک گرفته تا افراد مسن دیده می شود.

وی با بیان اینکه شیوه تکدی گری متکدیان سبزوار حالا رنگ و بوی حرفه ای به خود گرفته است، افزود: متکدیان پس از شناسایی، جمع آوری  و سپس غربالگری و از لحاظ مباحث روان شناختی با آن ها کار می شود. اکثر متکدیان سبزوار معتاد هستند و ما آنها را به کمپ برای ترک اعتیاد می فرستیم.

او با اظهار اینکه در میان متکدیان سبزوار هستند کسانی که دارای خانواده و شغل های خوبی بوده اند اما به دلیل بروز برخی شرایط به این شغل روی آورده اند، بیان کرد: در حال حاضر ۲۰۰نفر این افراد پس از طی مراحل غربالگری و روان شناختی به آغوش خانواده بازگردانده و مشغول حرفه ای شدند که بعضا در آن هم موفق هستند.

به گفته دیواندری اکثر متکدیان سبزوار افراد معتادی هستند که به اندازه مصرف روزانه خود یعنی چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان کسب درآمد می کنند و سپس کار را رها می کنند. ن افراد به مواد مخدر اعتیاد دارند، بعضا در این افراد بیماری های مختلفی از جمله ایدز و هپاتیت مبتلا مشاهده شده لذا با هماهنگی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار و سازمان بهزیستی این افراد پس از جمع آوری توسط ستاد برای آزمایش و درمان به مراکز درمانی کمپ های ترک اعتیاد معرفی می شوند.

وی ادامه داد: در این زمینه پرونده ۱۶ متکدی به دادگاه ارائه شد که انصافا دادستان سبزوار نیز در این زمینه همراهی و حمایت های لازم را با ما داشته است.

او این مطلب را هم می افزاید که در بین متکدیان سبزوار افراد غیر بومی هم مشاهده می شوند که از تمول مالی برخوردارند اما این حرفه انگار با گوشت و پوست آنها عجین شده، در این بین پیرمردی از یکی از شهرهای استان است که دارای دو فرزند پسر که هر دو دکتر هستند به چشم می خورد. او را بارها به شهرش بازگردانده ایم اما باز پس از مدتی دوباره به سبزوار برگشته است.

در ادامه صحبت ها دیواندری به کمبود مکان برای جمع آوری متکدیان سبزوار اشاره می کند و می گوید: اگر مدتی است که در سطح شهر شاهد افزایش تعداد این افراد هستید نه به دلیل کم کاری ما که به دلیل کمبود مکانی است که وجود دارد و این مهم را به شهرداری اعلام کردیم و منتظر پاسخ هستیم.

او اضافه کرد: اگر مکان بزرگتری برای این افرد درنظر گرفته شود یقینا چهره شهر از این نازیبایی زدوده و متکدیان همانند گذشته ساماندهی می شوند.

مدیر عامل ستاد خیریه جمع آوری متکدیان سبزوار با اشاره به اینکه هزینه های این مرکز و نیازمندان تحت پوشش آن از طریق خیرین و نیکوکاران تامین می شود از مردم شهر سبزوار خواستار همراهی با این موسسه خیریه و عدم  کمک مالی  به متکدیان که هیچگونه نیاز مالی ندارند.

در صحبتی که با مدیران ارشد شهرداری سبزوار صورت گرفت آنها به عقد تفاهم نامه ای با ستاد ساماندهی و جمع آوری متکدیان این شهر اشاره و گفتند شهرداری به عنوان یکی از اعضای ستاد جمع آوری متکئیان و ساماندهی آنها در کنار دیگر اعضا قرار دارد و به تعهدات خود عمل می کند.

به گفته آنها آنچه امروز در سبزوار برای ساماندهی و جمع آوری متکدیان احساس می شود ایجاد مجتمع اردوگاهی برای ساماندهی متکدیان است که می بایست در آن همه نهادهای حمایتی، نظارتی و تامینی دخیل باشند و بر اساس شرح وظایف خود اقدام به انجام امور کنند.

معاون خدمات شهری شهرداری سبزوار در این رابطه به قانون مصوبه شورای عالی اداری در خصوص ساماندهی متکدیان اشاره کرد و گفت: در هشتاد و دومین جلسه شورای عالی اداری در اردیبهشت ماه سال ۸۷ آیین نامه ای به منظور اصلاح ساختار و ایجاد هماهنگی در فعالیت دستگاه های اجرایی و ارتقا کارآیی و بهبود روش های مربوط به مبارزه با تکدی و جمع آوری، شناسایی و تعیین وضعیت افراد بی سرپرست، گمشده، متواری، درراه مانده و موارد مشابه و همچنین تنظیم وظایف دستگاه های عمومی و دولتی در این امور تصویب شد.

سعیدرضا فصیحی به مجتمع اردوگاهی اشاره می کند و می افزاید: این اردوگاه زیر نظر فرمانداری در شهرهای بزرگ تشکیل می شود و مسئولیت نگهداری موقت، شناسایی وضعیت، گروه بندی و تعیین تکلیف افراد موضوع این مصوبه را به عهده دارد.

وی بیان کرد: براساس این مصوبه، شهرهایی که براساس آخرین آمار سرشماری جمعیتی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر داشته باشند، حسب نظر استاندار و حسب شرایط محلی مشمول این تعریف خواهند شد.

او گفت: دی ماه سال گذشته استاندار خراسان رضوی با ارسال نامه ای به فرمانداری سبزوار با راه اندازی این مجتمع اردوگاهی جهت ساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی در سبزوار موافقت کرد که تاکنون اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.

لازم است این نکته را یادآور شویم که هر چند این گزارش می توانست از جنبه مختلفی بررسی شود اما بررسی آن تکرار مکررات بود و قاعدتا نتایجی هم که باید حاصل می کرد به دست نمی داد.

در هرحال آنچه از تهیه این گزارش به دست آمد این بود که راه های رفع تکدی را می توان به سه گروه  تقسیم کرد:

۱-ادغام و همکاری هماهنگ همه سازمان ها و خیریه ها در یک تشکیلات منسجم جهت جمع آوری امکانات برای مقابله با پدیده تکدی. به عنوان مثال شهرداری با همه امکانات بالقوه و بالفعلی که در اختیار دارد می تواند در جهت برچیدن تکدی سهم بزرگی داشته باشد.

۲- قانونی کردن مقابله و مبارزه با تکدی و معرفی قضایی و حقوقی رفتار تکدی گری به عنوان عملی که نقض قانون می شود.

۳-برخورد قاطع با متکدیان حرفه ای و شیادانی که به یک نوع زندگی بی اهمیت خو گرفته اند.

هرچند در مواد ۷۱۲ و ۷۱۳ قانون مجازات اسلامى به وضوح به موضوع تکدی گری و مجازات های آن اشاره کرده است اما پدیده تکدی گری و توسعه آن نشان از ضعف قانونى دارد.

ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامى درباره تکدی گری به وضوح اعلام مى کند که هر شخصى که تکدی را پیشه خود قرار داده باشد و از این راه امرار معاش کند به حبس از یک تا ۳ ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالى مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور همه اموالى که از طریق تکدی گری به دست آورده است مصادره خواهد شد.

بی شک باید این موضوع را نیز مد نظر قرار داد که برخى از متکدیان به صورت حرفه ای در حال فعالیت هستند و درآمد خوبى هم از این راه دارند. به عبارتى این ها در گروه نیازمندان واقعى قرار نمی گیرند اما با تحریک احساسات عواطف و حس انسان دوستانه شهروندان تکدی گری را پیشه خود کرده اند.

بیراه نیست اگر بگوییم یکی از راه های مقابله با پدیده تکدی این است که سعی شود جلوی مهاجرت های بی رویه و بدون برنامه ریزی که نهایتا منجر به تکدی می شود گرفته شود، همچنین می توان با ایجاد کارگاه های آموزش فنی حرفه ای و ایجاد تسهیلاتی برای کارهای بخش خصوصی با تکدی گری مبارزه کرد.

به هر حال تکدی گری جرم است و مبارزه با آن توجه جدی تمام سازمان های درگیر با این موضوع را طلب می کند اما باید دانست، علاوه بر اینکه تکدی گری جرم است، یک مشکل اجتماعی هم محسوب می شود، بنابراین توجه به زمینه های گرایش افراد به تکدی گری ضروری به نظرمی رسد.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true