×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - 3 آبان - 1399  
true
true
تندیس شیخ واعظ کاشفی در سایه کج سلیقی مدیران شهری

یکی از مخاطبین پایگاه خبری و تحلیلی سبزوار دوربین با ارسال یادداشتی به تحریریه این رسانه از ساخت تندیس شیخ واعظ کاشفی انتقاد کرده است.

به گزارش سبزواردوربین ، جامعه شناسان امروزه و با گسترش شهرنشینی و پر دغدغه شدن زندگی شهری و رشد سریع و پرشتاب بازه های دنیای جدید خطر کنده شدن از دنیای پر اصالت و آرام گذشته در کمین تمدن ایرانی است و ما برای گذر از این شرایط و کم کردن آسیب های که زندگی شهرنشینی به زندگی امروزمان تحمیل می کند چاره ای نداریم جزء تلطیف زندگی جمعی و دستاویز قرار دادن هنر برای دلپذیرکردن محیط زندگی اجتماعی  درواقع شهروند امروزی انتظار دارد که عنصر لذت ،  آرامش و فضاسازی شهری که در آن روزگار می گذراند لحاظ شود.

 

اگر براین نکته واقف باشیم که آرامش در فضاسازی شهری جز با اعمال هنر شهری در فضاهای بوم زیست فراهم نخواهد شد هنر شهری نقش پراهمیتی در ترویج فرهنگ هنری و ارتقاء ذائقه زیباشناختی شهروندان دارد در واقع می توان منظر شهری را به مثابه گونه ای از هنر مورد توجه قرار دارد که در این میان مجسمه های شهری به عنوان یکی از مهمترین عناصر هنر شهری و البته عاملی مفهوم گرا در تغییر ظاهر شهر محسوب می شود.

 

یکی از مهمترین  موضوعات در ساخت مجسمه و تندیس در اماکن و میادین شهری، منظره ی آنهاست. علت و عملکرد وجود تندیس و مجسمه های شهری معمولا  القای حس غرور قومی – ملی ، بزرگذاشت و ادای احترام نسبت به بزرگان و مفاخر، قهرمانان، یاد آوری واقعه ای تاریخی و مذهبی، ارج نهادن به مفهومی خاص و یا حتی صرفا جهت زیباییست. القای تمامی این موارد از طریق دیدار میسر می شود پس برای انتقال مفهوم مورد نظر باید دقت و ظرافتی بذل شود تا بیننده قادر به درک منظور باشد.

 

سبزوار نیازمند جلوه های زیبا تر محیط شهری است که این را همه می دانیم ساخت و سازهای غیراصولی گسترش شهر به مناطق حاشیه ای توجه نکردن به ساخت پارک ها و فضاهای تفریحی این شهر را به شهری غیرزیبا بدل کرده است که نیاز مبرمی به خلق زیبایی در پوشش هنر شهری برای برطرف کردن این چهره زمخت و نازیبا احساس می شود.

 

ساده ترین و همه فهم ترین فرم ارائه این هنر شهری ،در حوزه ی مجسمه سازی و پیکره تراشی، رئالیسم است، باید گفت مجسمه های شهری نه تنها به غنی ترکردن فضای دیداری و بصری یک شهر کمک می کند بلکه از این عناصر به عنوان یکی از نمادهای اصلی هویت شهر و فرهنگ شهری نام برده می شود. یک اثر هنری باید به گونه ای طراحی شود که در ذهن ببنده آن اثر خاطره ای از هویت فرهنگ هنر و .. شهر مذکور حک کند و همچنین حس خاصی از شخصیت و منش و فرهنگ ساکنان این شهر را در ذهن بیبنده تداعی کند  برای ایجاد این حس تعلق و هویت مجسمه باید یک اثر هنری کامل باشد یعنی اثر ساخته شده با تعمق مطالعه و بررسی و نظرسنجی و زیباشناختی طراحی شود و انجام این کار نیز به دست فردی سپرده شود که تجربه موفقی در اجرای این هنر شهری داشته باشد.

 

قصد نگارنده از ذکر این مطالب رسیدن به این موضوع است که هنر شهری در سبزوار در چندسال گذشته در سراشیبی سقوط قرار دارد و یکی از نمونه های قاطع این سقوط مجسمه شیخ واعظ کاشفی است.

 

ظاهرا قصد بر این بوده تا با اجرای تندیسی در یکی از میادین  مهم شهر، از مقام شامخ  شیخ واعظ شهر قدردانی شود. خلاصه این اتفاق در واپسین روزهای سال نود و پنج افتاد و تندیسی که به قول سعدی همچون دُر به مدتی طولانی در حریر پیچیده شده بود رونمایی شد.

 

اما داستان عجیب تر از پس رونمایی این مجسمه شکل گرفت . سبک جدیدی در تکنیک ساخت این تندیس به کار رفته است نیازی نیست که  خیلی به آناتومی  انسان اشراف داشته باشیم تا متوجه شویم تناسب بین اجزای این مجسم رعایت نشده است کلا  آناتومی  در این جسم سخت فراموش شده، و تمرکز بیشتر بر روی خطوط موازی سطحی رفته است. زوایای خشک و هندسی بالا و پایین تنه و شکل دفرمه شده سر و اندام مجسمه خود سبب شگفتی هر ببینده است.

 

هیچ نشانی از همگنی و هارمونی در این کار دیده نمی شود، این ناهمگنی به شکلی است که ناخواسته انسان تصور می کند قسمت هایی از یک آدم بزرگ با استفاده از جادو کوچک شده است و بالعکس . از سوی دیگر این  مجسمه از مشکلات استخوانبندی رنج می برد و گردن در مجسمه به صورت فانتزی کوتاه شده و قسمت بالاتنه به صورت عجیبی از پایین تنه بلندتر است به صورتی که زانو های مجسمه در فاصله کمی از مچ پا قرار دارد.

 

از چهره نازیبا و بی روح و سربند نامرتب و عجیب مجسمه که بگذریم باید به این موضوع اشاره کنیم که آیا همه مفاخر شهر ما به یک شکل بوده اند و با یک کتاب در دست و عبا و سربند به تن در شهر راه میرفتند؟ آیا نباید تغییری در این فرم تکراری و خسته کننده به وجود اورد؟خلاقیت هنری این اثر در کجای این مجسمه وجود دارد؟ بیننده با دیدن این اثر چه چیزی در ذهنش تداعی می شود؟آیا  اثر خلق شده می تواند گوشه ای کوچک از زوایای شخصیت و منش و رفتار و علم این شخصیت بزرگ سبزواری را نشان دهد؟ پاسخ این سوالات مشخص است این اثر یکی از ضعیف ترین اثار هنر شهری شهرستان و بلکه منطقه است و جالب اینکه چنان این بدسلیقگی و ناهنجاری در هنر شهری نهادینه شده که هیچکس نیز انتقادی به ساخت این آثار سطحی و نازیبا نمیکنید انگار که مردم و شهروندان یا به دیدن نازیبایی عادت کرده اند یا می دانند انتقاد فایده ای نخواهد داشت پس ترجیح می دهند این غول هفت متری نازیبا را تحمل کنند و نادیده بگیرند.

 

تکرار مکرارات است که بگوییم سبزوار شهری با تاریخ  کهن و مفاخر بی بدیل است که در شرق کشور به واسطه عملکرد نامطلوب مسئولین کمتر دیده شده است و حال با این بدسلیقگی های پی در پی و مخدوش کردن چهره شهر و عدم توجه به هویت شهری مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظار این شهر است، امیدواریم روزی مسئولینی بر صندلی های شورا و شهرداری تکیه بزنند که واقعا دغدغه سبزوار داشته باشند…

 

سوالی که در پایان  در ذهن نگارنده  شکل گرفته است این موضوع است  که آیا  ما شهروندان ترجیح می دهیم اصلا چنین تندیس هایی نباشند یا با صبوری این اجسام زشت و بی روح را تحمل کنیم؟

 

یادداشت: مخاطب پایگاه خبری و تحلیلی سبزواردوربین

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true